ماشین سواری خانوم بلا

خانمی ما رو هم سوار می کنی

آخ بذارید چراغای تو ماشینم چک کنم بعدش راه بیفتم

آیلا بغل بابایی منتظر نشسته تا بارون بند بیاد و بره پارک . خانمی دایم به طرف پارک اشاره می کرد و می گفت سرسری (سرسره )

وای بخار همه جارو گرفته و من نمی تونم جایی رو ببینم بهتره خودم دست به کار بشم

آیلا حسابی دیگه حوصله اش سر رفته . تصمیم گرفتم این مدلی رانندگی رو امتحان کنم خوب چه اشکالی داری من فرمون می چرخونم بابایی گاز و ترمز کنترل می کنه . یک همکاری خانوادگی
( قابل توجه مامان فرنیا گلی )
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماشین سواری خانوم بلا
